گل پسر من علي گل پسر من علي ، تا این لحظه: 17 سال و 3 ماه و 13 روز سن داره
محمد سبحان گلممحمد سبحان گلم، تا این لحظه: 12 سال و 3 ماه و 13 روز سن داره
مجتبی جانممجتبی جانم، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 13 روز سن داره

♥♥♥خود عشق♥♥♥

مادرم دوستت دارم

امروز روزِ توست، ای مهربان‌ترین فرشته‌ی خدا. بگو چگونه تو را در قاب دفترم توصیف کنم؟ صبر و مهربانیت را چطور در ابعاد کوچک ذهنم جا دهم؟ آن زمان که خط خطی های بی‌قراری ام را با مهر و محبّتت پاک می‌کردی و با صبر و بردباری کلمه‌ به کلمه ی زندگی را به من دیکته می‌گفتی خوب به خاطرم مانده است. و من باز فراموش می‌کردم محبت تشدید دارد. در تمام مراحل زندگی، قدم به قدم، هم پای من آمدی، بار ها بر زمین افتادم و هر بار با مهربانی دستم را گرفتی. آری، از تو آموختم، حتی در سخت ترین شرایط، امید را هرگز از یاد نبرم.   یادم نمی‌رود چه شب ها که تا صبح بر بالینِ من، بوسه بر پیشانیِ تب دارم...
5 ارديبهشت 1392

ماموريت به قاين

ديروز يه ماموريت به قاين تو برنامه كاري من اومد . ساعت 8 صبح به من گفتن خودتو آماده كن بايد ماموريت بروي قاين . من هم با عجله خودمو آماده رفتن كردم . واي چي بگم از مسير سرسبز و فوق العاده زيباي بهاري اطراف جاده ... ( شنيدن كي بود مانند ديدن ) در مسير با دوربين از داخل ماشين از طبيعت زيبا عكس ميگرفتم . كه آقاي راننده به من گفت جلوتر نگه ميدارم كه عكس بگيرين . وقتي از ماشين پايين شدم چه عطري مي آمد انگار گل ياس و محمدي ... كاشتن  ... انگار داخل يه باغ پر از گل كه باغباني داره هميشه به آن ميرسه وارد ميشي .... چقدر باغبان خوش سليقه  اي . همه بيابان سبز ...  خداي بزرگ و مهربان چقدر بزرگي ... بيابان به اين عظمت شده يه باغ زيبا ......
5 ارديبهشت 1392

تولد همسري

ديشب تولد همسري بود . منم از سركار اومدم نهار نخورده رفتم سراغ درست كردن كيك و سالاد توپي . كيك شكلاتي درست كردم و روي اونو با دراژه تزيين كردم متاسفانه عكس نگرفتم . هي خوب شده بود. سالاد توپي هم درستيدم . شب هم با مامانو  و فاطمه قرار گذاشتيم بريم بيرون . ساعت 9 مامان اومد دنبالم . اول علي را برديم پارك (خودمون هم الاكلنگ بازي كرديم ، منو علي يه طرف مامان هم اون طرف ) بعد از بازي كردن رفتيم آژانس پيش دايي و بابامو  و شوهر خاله فاطمه . اونجا مونديم تا همسري هم اومد شام خورديم بعد هم مراسم تولد و كيك خوردنو ... جاتون خالي خيلي خوش گذشت ... عزيزم تولدت مبارك ...
5 ارديبهشت 1392

تولد بابا مرتضی

امشب تولد همسری هست . تولدت مبارک  عزیزم میلاد تو طلوع نور در قلبی مه گرفته بود نفسی گرم در فضای سرد و غریب گلی شکفته در بهار تولد یک شعر دلنشین شعری در واژه های نگاهت و در قافیه های کلامت تولدت مبارک     ٢٩ سالگیـــــــــــــت مبـــــــــــارک عزیزم هوراااااااااااااااااااااا دست دست دست دست دست   از طرف فهیمه ( عشقت ) بریم سراغ کیک بدو شمعا رو فوت کن که صد سال زنده باشی ...
3 ارديبهشت 1392

نقاشي علي

علي مامانش ديروز نشسته بود و نقاشي ميكشيد . من آشپزخونه بودم كه منو صدا زد مامان بيا بيا . رفتم پيشش نقاشي شو به من نشون داد گفت مامان باب اسفنجي كشيدم . خداي من مامان قربون اون مغز كوچولوت بشه كه اينقدر بزرگ فكر ميكنه و به تصوير ميكشه   باب اسفنجي به قلم گل پسرم اينم عكسايي هست كه علي با دوربين گرفته و گفته مامان بزاري تو سايت   ...
3 ارديبهشت 1392

مقدمات تولد كفشدوزكي عسل

معصومه دختر خاله طيبه از من خواست در تزيينات جشن تولد عسل دخترش كمكش كنم . ديشب رفتم خانه اش و جشن تولد كفشدوزكي را پيشنهاد دادم ... خلاصهههههه مقدمات را مهيا كرديم .كيك را هم سفارش داديم فقط مونده بادكنك وشمع كه فردا ميگيريم .. اينم چند تا عكس ... اينم خود عسلم ... عروس خانوم ... بخورمت ...   عسلم در جشن تولد فاطمه زهرا HAPPE BRITH DAY ASAL JAN عسلم ساعت 3 صبح دنيا آمده اينم فلش  هدايت مسير جشن تولد لباس عسل جان كه بالاش با پر براش بلوز درست كردم بقيه هم دامن توتو اينم كيك تولدي كه سفارش داديم تا چي از كار در بيارن بقيه عكساي تولد در پست هاي آينده انشاالله ... ...
29 فروردين 1392

در تب و تاب رفتن به خانه خودمان

سلام دوستاي عزيزم اين روزا زياد وقت نمي كنم وبلاگ علي جونو آپديت كنم . آخه ميدونيد داره خونمون آماده ميشه در فكر جابه جايي و تزيينات خونه جديدو ... هستم . ديروز هم گچكاري خونه تمام شد و كابينت هم تا هفته ديگه آماده ميشه (انشاالله....) . همسري ميگه تا 10 ارديبهشت ميريم اما .... ممنون ميشم منو در تزيينات خونه كمكم كنيد و سايت هاي خوب در اين زمينه به من معرفي كنيد . عكساشو بعد براتون ميزارم .
28 فروردين 1392

13 به در 92

دوستاي عزيزم تازگيا كمي سرم شلوغه . ببخشيد با تاخير اين پستو گذاشتم . ساعت 8 صبح قرار شد همه ما در خونه احمد خاله جمع بشيم  تا با هم بريم زميني كه تازگيا شوهر خاله طاهره خريده و در آينده ميخاد بشه يه باغ  . جاتون خالي خيلي خوش گذشت . عكسا را در ادامه مطلب ببينين لطفا . علي با عمو علي در طبيعت علي با گل هاي قشنگي كه خودش پيدا كرده (به قول خودش) جاتون خالي غذا و چاي آتشي علي آقا در حال تست غذا ... و دوستان علي آقا بهشون خيلي خوش ميگذره.... عسل من علي جان فاطمه زهراخانوم صندلي علي آقا واي از دست شما فضولا     ...
19 فروردين 1392

گل لاله

همكارم روز جمعه به روستاشون رفته بودند . يه عالمه گل لاله آورده بودند . يه دسته گلشونو دادند به من... تشكر تشكر ...(در ضمن اسم روستاشون ساقي هست ) ...
19 فروردين 1392